بازی‌سازی (1) : ایده اولیه – جنجال یک نوآوری

کار طراح، خلق چیزی جدید است. هرکسی فکر می‌کند که کارش سخت است، ولی کار طراح واقعاً سخت است. می‌گویند که «زیر نور خورشید، هیچ چیز جدیدی وجود ندارد». اگر این گفته صحیح باشد، آیا خلاقیت در حد مرگ سخت نخواهد بود؟ اگر قرار است چیزی را که خلق می‌کنیم اصیل نباشد، اصلاً چه نیازی به خلق آن وجود دارد؟

البته اوضاع به این بدی هم نیست. گاهی امکان کار روی ایده‌های قدیمی به روش‌های کاملاً جدید وجود دارد و خوشبختانه، ما در عصری زندگی می‌کنیم که این موقعیت‌ها را در اختیار داریم. ظهور کامپیوترها به ما اجازه فرموله کردن، محاسبه و ارائه ایده‌هایمان به روش‌های جدید را می‌دهد و رشته بازی‌های کامپیوتری، روش‌های جدید بازخلق، یعنی گرفتن ایده‌ها و افکار قدیمی که انسان را از ابتدای خلقت درگیر خود کرده بود و جان دادن به آنها را به ما ارائه می‌کند.

هنرمندان از هر نسلی همواره غرق در ایده‌ها و کارهایی هستند که از گذشتگان به آن‌ها رسیده است. خلاقیت خود شما، نتیجه تجارت اکتسابی از دیگر منابع و اختلاط منحصربفرد ایده‌هایی است که در کار خود از آن‌ها استفاده می‌کنید.

نکته دیگری نیز مشوق هنرمند خلاق خواهد بود. ایده‌ها مانند رگه‌های سنگ معدن نیستند که اگر‌آنها را استخراج کنید، از بین بروند و تمام شوند. ایده‌ها جاندارند و وقتی که زیاد مورد استفاده قرار گیرند، مدتی غیرفعال می‌شوند، ولی دوباره فعال خواهند شد.

پس زمانی که بدنبال یک مفهوم اولیه (کانسپت) برای بازی خود هستید، مسیرهایی را انتخاب کنید که کمتر پیموده شده باشند. با الهام گیری از چیزهایی شروع کنید که دیگران بدنبال آن نبودند. ایده‌های بد بازی، از سرقت مفاهیم بازی‌های دیگر آغاز می‌شوند. « من می‌خواهم یک بازی مثل Command And Conquer بسازم، ولی در آن از ماشین‌های سبک‌تر استفاده کنم». مفاهیم خوب بازی حرف جدیدی برای گفتن دارند مانند «بازی استراتژی فرانکنشتین که شما باید برای پیدا کردن دست و پای مرده‌ها، قبرها و گورستان‌ها را مورد حمله قرار دهید».

برخی ایده‌ها ممکن است بسیار ساده باشند، ولی به این مفهوم نیست که ایده بد است. ممکن است هنوز زمان مناسب ایده ما نرسیده باشد، یا تکنولوژی هنوز تا آن حد پیشرفته نباشد (ابتدا بازی ولفنشتین ایجاد شد، ولی Doom بود که گوی سبقت را ربود). یا بازار هنوز آماده پذیرش ایده شما نباشد.

/ 0 نظر / 25 بازدید